تبليغاتX
قصر باران زده واژه های سبز
باید ترنم بودن را دریافت تا شکوه سرودن و لذت بودن را دریافت تا دانست که زندگی زیباست

مادر ، اي لطيف ترين گل بوستان هستي

گاه روييدنم،

باران مهربان، كه به آرامي سيرابم كردي

 

 

گاه بيماري ام،

طبيبي كه دردم را مي شناسد و درمانم مي كند

 

گاه اندرزم،

حكيمي آگاه كه به نرمي زنهارم دهد .

 

 

گاه تعليمم،

معلمي خستگي ناپذير و سخت كوش كه

حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي كند

 

گاه ترديدم،

راهنمايي راه آشنا كه راه از بيراهه نشانم دهد .

 

 

اي الهه پاكي ها

و

ستاره هميشه جاويد آسمان قلبم

 

ازتو، من

بودن را

زندگي را

و

عشق را مي آموزم .

 

مي خواهم روزي هزار با ر در آسمان چشمانت غرق

شوم و دستان مهربانت را غرق در بوسه عشق نمايم .

 

هستي من با وجود تو معنا مي پذيرد

و

قلبم با شنيدن ابريشم صداي تو به تپش در مي آيد .

 

در هر سپيده صبح گاهي در طلوع بر روي گلبرگ هاي

گل سرخ با شبنم مي نويسم دوستت دارم و با تمام عشق

به تو اي فرشته مهربانم تقديم مي كنم .

 

مادر عزيزم : رود روان زندگي ام سرچشمه تمام

محبت هايي.

 

تورا سپاس مي گويم و مي ستايمت .

 

 

+ نوشته شده در  دوازدهم تیر 1386ساعت 19:12  توسط   |