تبليغاتX
قصر باران زده واژه های سبز
باید ترنم بودن را دریافت تا شکوه سرودن و لذت بودن را دریافت تا دانست که زندگی زیباست

در حس غریبانه غربت آشنا ، در حرمت سفیدی کاغذ .

در اندیشه پاک یک گل از تلالو آب

در عبور لحظه های سبز

درطلوع صبح گاهی همراه با وزش نسیم ، از بوی خوش گلهای یاس شبنم زده

میتوان سرمست شد .

و انعکاس طلایی خورشید بر روی گندم زارها چشمها  را نوازش می دهد .

در غروب نارنجی رنگ در ساحل زیبایی هامی توان به نغمه امواج  دریا دل سپرد. .

و

هر شامگاهان با مهربانی ماه و قصر ستاره باران آ سمان، مهتاب مینوازد .

و گاه آسمان سخاوتش را با شبنم باران تمام می کند .

در آن هنگام چشمان امید را به آسمان هستی میتوان  گشود  و یافت  که زندگی

پرواز پرستوی مهاجر است درآسمان با سخاوت اما در سایه ا ش بر روی امواج

همیشه پاک دریا .

 

+ نوشته شده در  دوم آذر 1385ساعت 11:20  توسط   |